مراكز خريد بخش مهمي از فضاهاي مدرن در شهر تهران محسوب میشوند. چنين فضاهائي زندگي روزمره مردم را با امر مدرن روياروي ميسازند كه در آن تجارب معمولي زندگي در برخورد با مدرنيته شكل ميگيرد. اين تجارب بخشي از محصولاتي هستند كه ميتواند مدنيتة فرهنگي ناميده شوند. در اين رساله، زندگي روزمره در مراكز خريد بررسي و فضاهاي شكل گرفته در مكانهاي تجاري مطالعه شدهاند. پژوهش به كمك روشهاي چندگانه كيفي همانند مشاهده، مصاحبه، گفتوگو و مصاحبه متمركز در چهار مركز خريد شهر تهران(نصر، گلستان، گلستانِ هروي، قائم) انجام شدهاست. نتايج نشانداد كه پرسهزني در پاساژ و مصرف فرهنگي مكانهاي تجاري رفتاري انفعالي، واكنشي و بيمعنا نيست بلكه كرداري مبتني بر معنا و مقاومت است. فرهنگ عامه در مراكز خريد نشاندهندة معاني توليد شده به واسطة مردم عادي است كه زمان خود را درآن غير از اهداف لزوما استراتژيك صرف ميكنند. در يك مكان، فضاهاي متعدد و گاه معارضي شكل ميگيريد؛ فضاي زنان خانهدار، جوانان بيكار، جوانان طبقة متوسط و مردان بازنشسته از مهمترين فضاهاي شكل گرفته در مراكز خريد بوده است. توليد فضاهاي خودي در دل «مكان ديگران» اين ايدة كلاسيكي را كه مالكان وسائل توليد(در اينجا مراكز خريد) ضرورتا كل زندگي اجتماعي را تحت كنترل دارند به منازعه ميكشد. خودمختاريهاي فضائي در مراكز خريد، كشمكشهاي پنهان و خرد زندگي روزمره و ابداعات كردارهاي فرهنگي در آن را به نمايش ميگذارد. قدرت اصليترين عنصر فهم زندگي روزمرهاست. چنين عنصري عامل تعيين كنندة مرزبنديهاي فرهنگي در مراكز خريد (اقويا و ضعفا، ما و آنها، مكان و فضا، استراتژي و تاكتيك) محسوب مي شود.
|
+| نوشته شده توسط
دکتر امیرمسعود امیر مظاهری در شنبه نوزدهم بهمن 1387
|